زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
اولویت دادن به «مسئله» بر «انسان» در مدیریت بحران از منظر ایلان ماسک
در مدیریت مدرن، انسانمحوری یکی از اصول بنیادین تلقی میشود. اما ایلان ماسک در شرایط بحران، آگاهانه این اصل را تعلیق میکند و «مسئله» را در جایگاه اول مینشاند. از نگاه او، زمانی که بقای سازمان تهدید میشود، تمرکز بر احساسات، روابط و رضایت افراد میتواند به نابودی کل سیستم منجر شود.
ماسک بحران را یک وضعیت غیرعادی میداند که قوانین اخلاقیِ شرایط عادی در آن کارایی ندارند. در چنین وضعیتی، سؤال اصلی او این نیست که چه کسی ناراحت میشود، بلکه این است که «مسئله چگونه و با چه سرعتی حل میشود».
در ادبیات مدیریت بحران، این رویکرد با مفهوم «Problem-Centric Leadership» شناخته میشود. در این مدل، انسانها نه بهعنوان محور تصمیم، بلکه بهعنوان منابع حل مسئله تعریف میشوند. ماسک این دیدگاه را بدون پردهپوشی اجرا میکند.
در بحرانهای تسلا، اسپیسایکس و توییتر، بارها دیده شد که تصمیمهایی اتخاذ شد که بهوضوح به ضرر افراد، تیمها یا حتی مدیران ارشد تمام میشد، اما مسئله حیاتی سازمان را حل میکرد. از نگاه ماسک، نجات سازمان، بهطور غیرمستقیم بیشترین نفع را در بلندمدت به بیشترین تعداد انسانها میرساند.
مطالعات Turnaround Management نشان میدهد سازمانهایی که در بحران بیش از حد انسانمحور باقی میمانند، معمولاً دچار فلج تصمیمگیری میشوند. مدیران برای جلوگیری از رنج کوتاهمدت افراد، از تصمیمهایی اجتناب میکنند که اگرچه دردناک است، اما حیاتی است.
ماسک بهصراحت معتقد است که بحران، زمان قهرمانسازی انسانی نیست. او افراد را نه بر اساس نیت، تلاش یا وفاداری احساسی، بلکه بر اساس میزان مشارکت واقعی در حل مسئله ارزیابی میکند. اگر فردی باارزش انسانی بالا اما اثرگذاری پایین وجود داشته باشد، در اولویت حذف قرار میگیرد.
از منظر روانشناسی سازمانی، این سبک رهبری باعث کاهش همدلی متقابل میشود، اما در عوض وضوح نقشها، تمرکز عملیاتی و سرعت تصمیمگیری را بهشدت افزایش میدهد. سازمان وارد حالتی میشود که در آن، همه چیز حول یک سؤال میچرخد: «مسئله چیست و چه کسی آن را حل میکند؟»
البته این رویکرد هزینه سنگینی دارد. فرسایش سرمایه انسانی، تخریب اعتماد و افزایش ترک سازمان از پیامدهای قطعی آن است. اما ماسک این هزینهها را قابلجبران میداند، در حالی که شکست در حل مسئله را غیرقابلبازگشت میبیند.
در جمعبندی، ایلان ماسک نشان میدهد در بحران، انسانمحوری بدون مسئلهمحوری میتواند به نابودی همه انسانها منجر شود. مدیریت بحران، لحظهای است که مدیر باید شجاعت اولویت دادن به مسئله را داشته باشد؛ حتی اگر این انتخاب، او را در نگاه دیگران بیرحم جلوه دهد.