زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
ترس مالی در زنان از کجا میآید
ریشههای فرهنگی، خانوادگی و آموزشی فقر مالی
ترس مالی یکی از پنهانترین اما قدرتمندترین موانع ورود زنان به دنیای پول، سرمایهگذاری و تصمیمگیری اقتصادی است. بسیاری از زنان نه به دلیل ناتوانی، بلکه به دلیل ترسی عمیق و نهادینهشده، از پول فاصله میگیرند. این ترس معمولاً ذاتی نیست، بلکه آموخته شده است.
نخستین ریشه ترس مالی، خانواده است. در بسیاری از خانوادهها، پول موضوعی مردانه تلقی میشود. تصمیمهای مالی مهم اغلب توسط پدر یا مرد خانواده گرفته میشود و زن در بهترین حالت مجری یا ناظر است. این الگو بهمرور به این باور تبدیل میشود که زن نباید یا نمیتواند در مورد پول تصمیمگیرنده باشد.
ریشه دوم، فرهنگ عمومی و پیامهای اجتماعی است. جامعه به زنان یاد داده که امنیت مالی را از طریق وابستگی جستوجو کنند، نه از طریق آگاهی. زنی که درباره پول سؤال میپرسد یا ریسک اقتصادی میکند، گاهی با قضاوت منفی مواجه میشود. این فشار اجتماعی، ترس از اشتباه را چند برابر میکند.
نظام آموزشی نیز نقش مهمی در شکلگیری این ترس دارد. آموزش رسمی، مهارتهای مالی را بهصورت جدی و کاربردی به دختران منتقل نمیکند. در نتیجه، بسیاری از زنان بدون زبان مشترک با پول وارد بزرگسالی میشوند. ناآگاهی، بهطور طبیعی، ترس ایجاد میکند.
ترس مالی در زنان اغلب خود را به شکلهای مختلف نشان میدهد. اجتناب از سرمایهگذاری، تعویق تصمیمهای مالی، وابستگی به دیگران در مدیریت پول، یا حتی احساس گناه هنگام کسب درآمد بیشتر. این رفتارها نه ضعف شخصیتی، بلکه نتیجه سالها شرطیسازی ذهنی است.
نکته مهم این است که ترس مالی با افزایش درآمد از بین نمیرود. زنی که سواد مالی ندارد، حتی با درآمد بالا نیز دچار اضطراب مالی خواهد بود. در مقابل، زنی که دانش مالی دارد، حتی با منابع محدود، احساس کنترل و امنیت میکند.
راه عبور از ترس مالی، حذف احساسات نیست، بلکه شناخت آنهاست. زمانی که زن بفهمد ترس او ریشه در گذشته دارد و نه در تواناییهای فعلیاش، اولین قدم آزادی برداشته میشود. آموزش مالی، ابزار بازسازی این اعتماد به نفس است.
وقتی زنان یاد میگیرند پول را بفهمند، ترس جای خود را به آگاهی میدهد. آگاهی، بهتدریج تبدیل به قدرت تصمیمگیری میشود. و اینجاست که زن از یک ناظر اقتصادی، به یک بازیگر فعال و مؤثر در اقتصاد زندگی خود و جامعه تبدیل میشود.