زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: تفاوت سود حسابداری، سود اقتصادی و سود واقعی
واژه «سود» در ادبیات مالی یک مفهوم واحد و یکسان نیست. یکی از ریشههای اصلی خطای تصمیمگیری مدیران و سرمایهگذاران، استفاده یکسان از مفاهیمی است که ماهیت و کارکرد کاملاً متفاوتی دارند. سود حسابداری، سود اقتصادی و سود واقعی، سه لایه متفاوت از یک مفهوم هستند که درک نکردن تفاوت آنها میتواند منجر به تصمیمهای پرهزینه و مخرب شود.
سود حسابداری، متداولترین و در عین حال گمراهکنندهترین نوع سود است. این سود از طریق صورت سود و زیان و بر اساس استانداردهای حسابداری محاسبه میشود. در این رویکرد، درآمدها و هزینهها بر مبنای تعهدی شناسایی میشوند، نه لزوماً بر اساس جریان واقعی پول. به همین دلیل، سود حسابداری میتواند مثبت باشد، در حالی که سیستم با بحران نقدینگی مواجه است.
سود اقتصادی یک لایه عمیقتر از تحلیل را ارائه میدهد. در این مفهوم، علاوه بر هزینههای ثبتشده حسابداری، هزینه فرصت سرمایه نیز لحاظ میشود. یعنی این سؤال مطرح میشود که اگر منابع این سیستم در جای دیگری بهکار گرفته میشد، چه بازدهی میتوانست ایجاد کند. سود اقتصادی نشان میدهد که آیا سیستم واقعاً ارزشی بیش از گزینههای جایگزین خلق کرده است یا خیر.
بسیاری از کسبوکارها از نظر حسابداری سودده هستند، اما از منظر اقتصادی سودی ایجاد نمیکنند. آنها تنها در حال مصرف زمان، انرژی و سرمایه برای تولید بازدهی همسطح یا حتی کمتر از فرصتهای کمریسکتر هستند. در چنین شرایطی، ادامه فعالیت نهتنها هوشمندانه نیست، بلکه به معنای اتلاف منابع است.
سود واقعی مفهومی سیستمیتر و کاربردیتر است. سود واقعی زمانی شکل میگیرد که سود حسابداری، سود اقتصادی و جریان نقدینگی همراستا باشند. یعنی سود ثبتشده، پشتوانه نقدی داشته باشد، هزینه فرصت سرمایه را پوشش دهد و قابلیت تداوم در آینده را نیز دارا باشد. سود واقعی، قابل مصرف، قابل سرمایهگذاری مجدد و قابل دفاع است.
تفاوت کلیدی این سه مفهوم در کارکرد آنهاست. سود حسابداری برای گزارشدهی مفید است، سود اقتصادی برای تصمیمگیری استراتژیک و سود واقعی برای بقای سیستم. مدیری که تنها به سود حسابداری تکیه میکند، در معرض توهم عملکرد قرار میگیرد. مدیری که سود اقتصادی را میفهمد، انتخابگر میشود. و مدیری که سود واقعی را مبنا قرار میدهد، سیستم میسازد.
در نهایت، بلوغ مالی یک مدیر یا سرمایهگذار، در توانایی تفکیک این سه نوع سود مشخص میشود. تا زمانی که این تفکیک بهدرستی در ذهن شکل نگیرد، سود بهجای ابزار تصمیمسازی، به منبع خطا تبدیل خواهد شد.