زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: ریسک تمرکز؛ چرا وابستگی، دشمن پنهان سیستمهاست
ریسک تمرکز زمانی شکل میگیرد که بقای یک سیستم، به یک منبع محدود وابسته شود. این منبع میتواند یک مشتری، یک تأمینکننده، یک محصول، یک بازار، یک کانال فروش یا حتی یک فرد کلیدی باشد. تا زمانی که همهچیز «خوب پیش میرود»، این وابستگی دیده نمیشود؛ اما درست در لحظه بحران، به نقطه شکست سیستم تبدیل میشود.
تمرکز، برخلاف تصور رایج، همیشه نتیجه تصمیمهای اشتباه نیست. بسیاری از شرکتها از دل یک مزیت رقابتی یا یک مشتری بزرگ رشد میکنند. مشکل از جایی آغاز میشود که این تمرکز، بدون طراحی خروج یا تنوع، تثبیت میشود و به ساختار دائمی سیستم تبدیل میگردد.
خطر ریسک تمرکز در این است که احتمال وقوع آن معمولاً پایین به نظر میرسد، اما شدت اثر آن بسیار بالاست. از دست رفتن یک مشتری که ۴۰ یا ۵۰ درصد درآمد را تأمین میکند، میتواند سود، نقدینگی و حتی اعتبار سیستم را بهطور همزمان نابود کند. این همان ریسکی است که مدیران آن را «بعید» میدانند، اما برایش برنامهای ندارند.
ریسک تمرکز فقط مالی نیست؛ ریسک عملیاتی و تصمیمگیری نیز ایجاد میکند. وقتی یک سیستم بیشازحد به یک منبع وابسته است، قدرت چانهزنی خود را از دست میدهد. تصمیمها بهتدریج از منطق اقتصادی فاصله میگیرند و به تصمیمهای تدافعی برای حفظ آن وابستگی تبدیل میشوند. در این نقطه، سیستم دیگر آزادانه تصمیم نمیگیرد؛ واکنشی عمل میکند.
یکی از نشانههای خطرناک ریسک تمرکز، توجیه ذهنی آن است. عباراتی مانند «این مشتری همیشه بوده»، «این بازار امن است» یا «این فرد جایگزین ندارد» نشانه ورود سیستم به منطقه آسیبپذیر است. تاریخ کسبوکار پر است از نمونههایی که «همیشه» ناگهان به «دیگر نیست» تبدیل شده است.
مدیریت ریسک تمرکز بهمعنای حذف تمرکز نیست، بلکه بهمعنای شناخت و مهار آن است. سیستم حرفهای میداند چه چیزی متمرکز است، سهم آن چقدر است و اگر از دست برود، چه اتفاقی میافتد. سپس بهتدریج، تنوع را بهعنوان یک هزینه آگاهانه برای بقا میپذیرد.
در چارچوب تحلیلی چرو، هر تمرکز بالای ۳۰ درصد در هر بعد حیاتی، یک هشدار ساختاری است، نه یک موفقیت. سودی که از تمرکز میآید، واقعی است؛ اما ریسکی که با آن میآید، اغلب نادیده گرفته میشود.
سیستم سالم، سیستمی نیست که هیچ تمرکزی نداشته باشد؛
سیستمی است که هیچ وابستگیِ بدون برنامهای نداشته باشد.