زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: ریسک سیستماتیک در برابر ریسک قابلکنترل
همه ریسکها یکسان نیستند. در هر سیستم اقتصادی یا سازمانی دو نوع ریسک وجود دارد: ریسکهایی که از درون سیستم منشأ میگیرند و ریسکهایی که از بیرون بر سیستم تحمیل میشوند. در زبان مالی، به اولی «ریسک غیرسیستماتیک» یا قابلکنترل، و به دومی «ریسک سیستماتیک» گفته میشود.
ریسک سیستماتیک یعنی آن دسته از عدمقطعیتهایی که بر کل بازار یا صنعت اثر میگذارند و هیچ سازمانی به تنهایی قادر به حذف آنها نیست. تغییر نرخ بهره، تورم، نوسانات ارزی، بحرانهای سیاسی یا شوکهای جهانی از این نوعاند. این ریسکها را نمیتوان از بین برد، فقط میتوان اثرشان را کاهش داد.
ریسک قابلکنترل، در نقطه مقابل، ریسکی است که از تصمیمها، ساختارها و رفتارهای درونی سازمان ناشی میشود. مدیریت ضعیف نقدینگی، تمرکز بیش از حد روی یک مشتری، ضعف در کنترل هزینهها یا نبود تنوع محصول، نمونههایی از ریسک غیرسیستماتیک هستند. این ریسکها نه تنها قابل شناسایی و حذفاند، بلکه معمولاً تعیینکننده تفاوت اصلی میان سازمانهای موفق و آسیبپذیر به شمار میروند.
در عمل، بیشتر بحرانهای کسبوکار از ناحیه ریسکهای قابلکنترل آغاز میشوند، نه از عوامل کلان. مدیران معمولاً از بحرانهای جهانی یا تغییر نرخ ارز گلایه دارند، اما واقعیت این است که سیستمهایی با ساختار نقدینگی سالم، هزینه انعطافپذیر و ترکیب متنوع مشتریان، همین بحرانها را با کمترین آسیب پشت سر میگذارند. درواقع، ریسک سیستماتیک فقط ضعف سیستمهای غیرتابآور را آشکار میکند.
برای مدیریت حرفهای ریسک، نخستین گام تفکیک میان این دو نوع ریسک است. ریسک سیستماتیک باید دیده شود، پیشبینی شود و برای آن سناریو طراحی گردد. ریسک قابلکنترل باید شناسایی، اندازهگیری و حذف شود. بسیاری از شرکتها بدون این تفکیک، منابع خود را صرف جنگ با عوامل بیرونی میکنند و از اصلاح ساختارهای درونی بازمیمانند.
در چارچوب تحلیلی چرو، ریسک سیستماتیک را باید پذیرفت و تطبیق یافت؛
اما ریسک قابلکنترل را باید شناسایی و حذف کرد.
تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که سیستم، درونیترین ریسکهای خود را مدیریت کند و برای بیرونیترینها آماده باشد. در چنین حالتی، طوفانهای اقتصادی فقط بخشی از برنامه خواهند بود، نه عامل فروپاشی.
مدیری که میان ریسک قابلکنترل و غیرقابلکنترل تمایز قائل نشود، یا دائماً میترسد، یا بیجهت جسور میشود.