زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: سود بهعنوان خروجی سیستم، نه هدف سیستم
یکی از بنیادیترین خطاهای مدیریتی، تعریف سود بهعنوان «هدف نهایی» کسبوکار است. این خطا، نهتنها رایج، بلکه از نظر فرهنگی و آموزشی نیز تقویت شده است. در حالی که در منطق سیستمی، سود هرگز هدف نیست؛ سود، نتیجه عملکرد صحیح یک سیستم است. همانطور که دمای بدن، هدف بدن نیست بلکه خروجی سلامت آن است.
وقتی سود به هدف تبدیل میشود، تصمیمگیریها دچار انحراف میشوند. مدیر بهجای طراحی فرآیندهای سالم، به دستکاری نتایج میپردازد. کاهش هزینههای حیاتی، فشار بر نیروی انسانی، تعویق سرمایهگذاریهای ضروری و افزایش ریسکهای پنهان، همگی از پیامدهای سودمحوری هدفگونه هستند.
سیستم سالم، ابتدا بر ورودیها و فرآیندها تمرکز میکند. کیفیت تصمیمها، ساختار هزینه، مدل درآمدی، جریان نقدینگی، مدیریت ریسک و سرمایه انسانی، اجزای اصلی این سیستم هستند. اگر این اجزا بهدرستی طراحی و همراستا شوند، سود بهصورت طبیعی و پایدار ظاهر میشود. سود در این حالت «گزارش» است، نه «دستور».
تمرکز بر سود بهعنوان هدف، سیستم را کوتاهمدتمحور میکند. در این فضا، تصمیمهایی که سود آینده را تضمین میکنند اما سود فعلی را کاهش میدهند، کنار گذاشته میشوند. نتیجه این رویکرد، فرسایش تدریجی مزیت رقابتی و کاهش تابآوری سیستم در برابر شوکهاست.
در مقابل، زمانی که سود بهعنوان خروجی سیستم دیده میشود، مدیر بهدنبال بهبود ساختار است نه دستکاری عدد. سؤال اصلی تغییر میکند: بهجای «چطور سود را بیشتر نشان دهیم؟» پرسیده میشود «کدام بخش سیستم ناکارآمد است؟». این تغییر سؤال، نقطه بلوغ فکری در مدیریت و سرمایهگذاری است.
شرکتهایی که سود را هدف میگیرند، معمولاً نوسانی و شکنندهاند. شرکتهایی که سیستم را هدف میگیرند، حتی در دورههای افت سود نیز زنده میمانند. آنها میدانند که اصلاح سیستم، سود را بازمیگرداند، اما تمرکز بر سود، سیستم را تخریب میکند.
در نهایت، سود معیار ارزیابی است، نه فرمان حرکت. همانطور که چراغ هشدار خودرو برای راننده تصمیم نمیگیرد، بلکه وضعیت را گزارش میدهد، سود نیز وضعیت سیستم را نشان میدهد. مدیری که این تمایز را درک کند، از دام تصمیمهای عددمحور خارج میشود و وارد قلمرو طراحی سیستمهای پایدار میگردد.
سود، پاداش نظم سیستمی است، نه نتیجه فشار مدیریتی.