زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: مازاد مالی؛ نقطه شروع واقعی ساخت سیستمهای پولساز
تقریباً همه افرادی که رویای ورود به دسته چهارم (کسانی که پول برایشان کار میکند) را دارند، یک سؤال مشترک میپرسند: «با چقدر پول میشود شروع کرد؟»
این سؤال، اگرچه رایج است، اما نشان میدهد مسئله اصلی هنوز درست فهمیده نشده است. نقطه شروع ورود به بازی سیستمها، «سرمایه زیاد» نیست؛ «مازاد مالی پایدار» است.
برای روشن شدن موضوع، دوباره چهار دسته را مرور میکنیم:
دسته اول (کسانی که برای دیگران کار میکنند و تقریباً تمام درآمدشان صرف هزینه میشود)،
دسته دوم (کسانی که برای خودشان کار میکنند اما هزینههای زندگی همپای درآمد رشد میکند)،
دسته سوم (کسانی که دیگران برایشان کار میکنند اما نقدینگی آزاد کمی دارند)،
و دسته چهارم (کسانی که پول برایشان کار میکند و بخشی از جریان پول همیشه آزاد و قابل تخصیص است).
مازاد مالی یعنی بخشی از پول که «نه خرج میشود، نه برای بقا لازم است». این بخش، تنها پولی است که اجازه دارد ریسک کند، آزمایش شود، قفل شود یا وارد سیستمهای بلندمدت شود. بدون مازاد، هر سرمایهگذاری به یک فشار روانی تبدیل میشود.
بزرگترین خطای افراد در دستههای اول و دوم این است که سعی میکنند با پول حیاتی زندگی، وارد بازی سرمایهگذاری شوند. نتیجه این کار معمولاً تصمیمهای احساسی، خروج زودهنگام و شکست است. بازار، پول مضطرب را پس میزند.
از نگاه فنی، مازاد مالی نقش «سوخت سیستم» را دارد. همانطور که هیچ ماشینی بدون سوخت حرکت نمیکند، هیچ سیستم پولسازی هم بدون پول آزاد شکل نمیگیرد. مهم نیست این مازاد کوچک باشد یا بزرگ؛ مهم این است که پایدار و تکرارشونده باشد.
نکته مهم اینجاست که مازاد مالی الزاماً به معنای کاهش شدید سطح زندگی نیست. در بسیاری موارد، فقط با شفافسازی جریان پول، حذف نشتهای مالی و توقف هزینههای نمایشی، مازاد ایجاد میشود. مسئله، آگاهی است نه محرومیت.
دسته چهارم، قبل از آنکه داراییهای بزرگ داشته باشد، «انضباط مازاد» دارد. این افراد میدانند کدام پول برای مصرف است و کدام پول حق مصرف ندارد. همین تفکیک ساده، مرز ورود به دنیای سیستمهاست.
این مقاله نشان میدهد چرا بدون مازاد مالی، تمام صحبتها درباره سرمایهگذاری، دارایی و آزادی مالی، صرفاً تئوریک باقی میماند. مازاد، اولین قطعه واقعی پازل دسته چهارم است؛ بدون آن، هیچ قطعه دیگری در جای خود نمینشیند.