زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
مدیریت در زمانی که دادهها دیر میرسند و تصمیم باید زود گرفته شود
یکی از خطرناکترین توهمهای مدیریتی این است
که فکر کنیم همیشه داده کامل در اختیار داریم.
در دنیای واقعی،
دادهها معمولاً دیر میرسند
اما تصمیمها نمیتوانند صبر کنند.
اندی گروو این وضعیت را هسته واقعی مدیریت میدانست.
مسئله اصلی مدیران
مدیران اغلب میگویند:
بگذار داده بیشتر جمع شود
بگذار گزارش کامل شود
بگذار وضعیت شفافتر شود
اما مشکل اینجاست
وقتی همه چیز شفاف شد،
فرصت تصمیمگیری از بین رفته است.
اندی گروو میگفت:
داده کامل، معمولاً بعد از شکست میآید.
چرا دادهها همیشه عقبترند؟
چون بازار زنده است.
رفتار مشتری سریعتر از گزارش تغییر میکند
رقبا زودتر از تحلیل دیده میشوند
و بحران، جلوتر از عددها حرکت میکند
مدیر اگر منتظر تأیید همه چیز بماند،
عملاً تصمیم را به بازار واگذار کرده است.
تصمیمگیری در شرایط ناقص
از نگاه اندی گروو،
مدیریت یعنی تصمیم گرفتن
با اطلاعات ناقص
در زمان محدود
و با ریسک واقعی
این یعنی
ترس بخشی از تصمیم است
و حذفشدنی نیست.
مدیر حرفهای،
دنبال حذف ریسک نیست
دنبال مدیریت ریسک است.
اشتباه رایج مدیران
مدیران یا دچار شتابزدگی میشوند
یا دچار فلج تحلیلی.
شتابزدگی یعنی تصمیم بدون فکر
فلج تحلیلی یعنی فکر بدون تصمیم
هر دو خطرناکاند.
اندی گروو راه میانه را پیشنهاد میکرد:
تصمیم موقت، با آمادگی اصلاح
تصمیم موقت یعنی چه؟
یعنی تصمیم بگیر
اما آن را مقدس نکن.
آن را دائمی ندان.
و آماده تغییرش باش.
مدیر باید بگوید:
با اطلاعات امروز، این بهترین تصمیم است
اما اگر نشانهها عوض شد،
من هم تصمیم را عوض میکنم
این انعطاف، نشانه ضعف نیست
نشانه هوشمندی است.
نقش شهود مدیریتی
وقتی داده ناقص است،
شهود اهمیت پیدا میکند.
اما نه شهود احساسی،
بلکه شهود ساختهشده از تجربه،
مشاهده و الگوها.
اندی گروو تأکید میکرد:
شهود قوی، نتیجه سالها مواجهه با واقعیت است
نه حدس لحظهای.
جمعبندی
مدیریت واقعی،
در فضای مبهم اتفاق میافتد
نه در گزارشهای کامل.
اندی گروو به ما یاد داد:
منتظر قطعیت نمان
تصمیم بگیر
مسئولیتش را بپذیر
و آماده اصلاح باش
در دنیای امروز،
برنده کسی است
که زودتر از دادهها،
تغییر را حس میکند.