زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
عنوان: کره جنوبی دهه 1960
زیرعنوان: مسیر خروج از فقر مطلق به اقتصاد پیشرفته
مقدمه
در اوایل دهه 1960، کره جنوبی یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود. جنگ کره، کشور را ویران کرده بود، درآمد سرانه در حد کشورهای آفریقایی بود و وابستگی شدید به کمکهای خارجی وجود داشت. بسیاری تصور میکردند کره جنوبی شانسی برای توسعه مستقل ندارد. اما تنها در چند دهه، این کشور به یکی از اقتصادهای صنعتی و فناورانه جهان تبدیل شد. این تحول، نمونهای کلاسیک از تصمیمگیری سخت در شرایط ناامیدی است.
وضعیت کره جنوبی پس از جنگ
در آغاز دهه 1960:
– بیش از نیمی از جمعیت زیر خط فقر بودند
– اقتصاد وابسته به کمکهای خارجی بود
– زیرساخت صنعتی تقریباً وجود نداشت
– بیکاری گسترده و ناامیدی اجتماعی حاکم بود
– دولت با کمبود شدید منابع مواجه بود
کره جنوبی عملاً هیچ مزیت اقتصادی آشکاری نداشت.
ریشههای بحران
بحران کره جنوبی حاصل ترکیب عوامل زیر بود:
– ویرانی گسترده ناشی از جنگ
– فقدان سرمایه و منابع طبیعی
– بازار داخلی کوچک
– بیثباتی سیاسی و مدیریتی
در چنین شرایطی، ادامه مسیر گذشته مساوی با تداوم فقر بود.
اشتباهاتی که میتوانست کشور را در فقر نگه دارد
کره جنوبی میتوانست در دامهایی بیفتد، از جمله:
– تداوم وابستگی به کمکهای خارجی
– تمرکز بر اقتصاد مصرفی
– توزیع یارانه بدون بهرهوری
– ترس از تصمیمات سخت و غیرمحبوب
اما مسیر دیگری انتخاب شد.
نقطه چرخش: تصمیمات سخت و متمرکز
نقطه عطف توسعه کره جنوبی، اتخاذ استراتژی «توسعه صادراتمحور» بود. تصمیمات کلیدی شامل:
– تمرکز منابع محدود روی صنایع منتخب
– حمایت شدید اما مشروط دولت از شرکتها
– الزام بنگاهها به بهرهوری و صادرات
– سرمایهگذاری گسترده در آموزش و مهارت
– انضباط مالی و کنترل تورم
دولت بهجای پخش منابع، آنها را متمرکز و هدفمند کرد.
نقش دولت، بنگاه و جامعه
سه ضلع اصلی موفقیت کره جنوبی:
– دولت: سیاستگذار سختگیر اما عملگرا
– بنگاهها: پذیرش رقابت جهانی و فشار بهرهوری
– جامعه: تحمل سختی کوتاهمدت برای آینده بهتر
این هماهنگی، موتور رشد پایدار شد.
نتیجه نهایی
در طی چند دهه:
– درآمد سرانه چندین برابر شد
– صنایع پیشرفته شکل گرفتند
– کره جنوبی به صادرکننده فناوری تبدیل شد
– فقر گسترده جای خود را به طبقه متوسط داد
کشوری بدون منابع، به قدرت اقتصادی تبدیل شد.
درسهای کاربردی برای ایران امروز
1. منابع محدود، نیازمند تمرکز حداکثری هستند.
2. حمایت دولتی باید مشروط به عملکرد باشد.
3. توسعه بدون صادرات پایدار نیست.
4. تصمیمات سخت، پیشنیاز جهش اقتصادیاند.
5. جامعه باید بداند چرا سختی میکشد.
جمعبندی
تجربه کره جنوبی نشان میدهد که فقر سرنوشت نیست، بلکه نتیجه تصمیمهاست. این کشور با پذیرش واقعیت، تمرکز منابع و تحمل هزینه کوتاهمدت، مسیر توسعه را ساخت. الگویی که یادآوری میکند حتی از پایینترین نقطه هم میتوان صعود کرد، اگر شجاعت تصمیمگیری وجود داشته باشد.