زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
هوش مصنوعی و توهم قطعیت در تصمیمگیری مدیریتی
یکی از خطرناکترین پیامدهای ورود هوش مصنوعی به تصمیمگیری مدیریتی، نه خطای الگوریتمی، بلکه «توهم قطعیت» است. خروجیهای دقیق، نمودارهای تمیز و اعداد با چند رقم اعشار، این حس را ایجاد میکنند که تصمیم درست، قطعی و بدون ابهام است. اما این حس، اغلب یک خطای شناختی مدرن است.
مدیران در گذشته میدانستند که تصمیمهایشان بر پایه عدمقطعیت است. داده ناقص بود، پیشبینیها تقریبی و قضاوتها شخصی. اما امروز، هوش مصنوعی این عدمقطعیت را پشت ظاهری علمی و ریاضی پنهان میکند. مدل عدد میدهد، احتمال میدهد و سناریو میسازد؛ و همین باعث میشود مدیر، ریسک واقعی تصمیم را کمتر از حد واقعی درک کند.
توهم قطعیت زمانی شکل میگیرد که مدیر فراموش میکند خروجی AI، نه حقیقت، بلکه «برآورد مشروط» است؛ برآوردی وابسته به دادههای گذشته، فرضیات مدل و محدودیتهای طراحی. وقتی این وابستگی نادیده گرفته میشود، تصمیمگیر تصور میکند آینده قابل مهار و کنترل کامل است.
در کسبوکار، این توهم به تصمیمهای بیشازحد جسورانه منجر میشود. سرمایهگذاری سنگین، توسعه شتابزده یا حذف سریع گزینههای جایگزین، فقط به این دلیل که «مدل با اطمینان بالا پیشنهاد داده است». اما تاریخ کسبوکار نشان میدهد بسیاری از شکستهای بزرگ، نه از بیاطلاعی، بلکه از اطمینان بیشازحد ناشی شدهاند.
در سرمایهگذاری، توهم قطعیت حتی خطرناکتر است. مدلهایی که بازده مورد انتظار، ریسک و همبستگی را محاسبه میکنند، این تصور را ایجاد میکنند که آینده بازار در قالب چند عدد قابل خلاصهسازی است. سرمایهگذار بهجای پرسیدن «اگر اتفاق غیرمنتظره رخ دهد چه؟» به این سؤال بسنده میکند که «مدل چه میگوید؟».
مشکل اصلی اینجاست که هوش مصنوعی در محیطهای پایدار بسیار دقیق است، اما در لحظات ناپیوستگی، شوکهای سیاسی، تغییرات مقرراتی یا بحرانهای اجتماعی، دچار ضعف میشود. درست همان لحظاتی که تصمیمهای مدیریتی بیشترین اهمیت را دارند.
مدیران بالغ، بهجای جستوجوی قطعیت، بهدنبال «دامنه عدمقطعیت» هستند. آنها از هوش مصنوعی برای دیدن سناریوها استفاده میکنند، نه حذف تردید. تردید سالم، بخشی از تفکر استراتژیک است، نه نشانه ضعف.
برای مقابله با توهم قطعیت، سازمانها باید آگاهانه زبان تصمیمگیری خود را اصلاح کنند. بهجای «این بهترین تصمیم است»، باید گفته شود «این تصمیم، تحت این فرضها و در این بازه ریسک، منطقی به نظر میرسد». این تغییر ظاهراً کوچک، تأثیر بزرگی بر کیفیت تصمیمها دارد.
هوش مصنوعی زمانی خطرناک میشود که به مدیر حس همهچیزدانی بدهد. اما اگر بهدرستی استفاده شود، میتواند یادآوری دائمی این حقیقت باشد که آینده، همیشه بخشی ناشناخته دارد.
در نهایت، مدیران حرفهای نه به دنبال حذف عدمقطعیت، بلکه به دنبال مدیریت آن هستند. هوش مصنوعی ابزار قدرتمندی است، اما قطعیت واقعی، هنوز در دنیای تصمیمگیری وجود ندارد و احتمالاً هرگز هم نخواهد داشت.