زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
عنوان: چرا بعضی افراد با دانش مالی ضرر میکنند
و بعضی بدون دانش سود میسازند؟
در نگاه اول، این موضوع غیرمنطقی به نظر میرسد.
انتظار طبیعی این است که دانش مالی = سود
و بیدانشی = ضرر.
اما بازارهای واقعی—بهخصوص در اقتصاد ایران—
سالهاست خلاف این را ثابت کردهاند.
افرادی را میبینیم که:
– کتابهای مالی خواندهاند
– دوره دیدهاند
– اصطلاحات تخصصی را حفظاند
اما پیوسته در حال ضرر دادناند.
و در مقابل:
– کسانی بدون دانش تئوریک
– بدون تحلیلهای پیچیده
– حتی بدون دنبالکردن اخبار
اما در بلندمدت جلوترند.
چرا؟
——————————–
۱. دانش مالی بدون «کنترل رفتاری» خطرناک است
دانش مالی اگر به انضباط رفتاری وصل نشود،
نهتنها مزیت نیست،
بلکه ابزار توجیه تصمیمهای اشتباه میشود.
سرمایهگذارِ دارای دانش:
– برای هر تصمیم اشتباه، یک دلیل فنی دارد
– برای هر ضرر، یک تحلیل آماده میکند
– برای ماندن در موقعیت بد، هزار استدلال بلد است
اما دانستنِ دلیلِ اشتباه،
جلوی تکرار آن را نمیگیرد.
دانش مالی وقتی خطرناک میشود که
به جای «تصحیح رفتار»،
تبدیل به «دفاع از ego» شود.
——————————–
۲. افراد بیدانش، ساده ولی منضبط عمل میکنند
بسیاری از افراد سودده بدون دانش مالی:
– عجله نمیکنند
– کمتر معامله میکنند
– دنبال جبران سریع ضرر نیستند
– وقتی نمیفهمند، کنار میایستند
آنها نمیدانند چه کار بکنند،
اما مهمتر این است که
میدانند چه کار نکنند.
این «نکردنها»ست که آنها را زنده نگه میدارد.
——————————–
۳. توهم دانایی؛ قاتل خاموش سرمایه
یکی از خطرناکترین مراحل رشد مالی،
مرحلهای است که فرد کمی میداند.
نه آنقدر کم که محتاط باشد
و نه آنقدر زیاد که فروتن شود.
در این مرحله:
– ریسکها دستکم گرفته میشوند
– بازار قابل پیشبینی به نظر میرسد
– شکستها موقتی و شانسی تلقی میشوند
اکثر ضررهای سنگین،
نه از بیدانشی مطلق
بلکه از توهم دانایی میآیند.
——————————–
۴. تفاوت اصلی: هدف از سرمایهگذاری
افراد سودده—even بدون دانش—
معمولاً یک هدف دارند:
حفظ و رشد آرام سرمایه
اما بسیاری از افراد دانشمحور،
ناخواسته دنبال چیز دیگری هستند:
– اثبات هوش
– برنده شدن
– جلو زدن از دیگران
– ضربه بزرگ زدن
وقتی هدف «برد» باشد،
ریسکها غیرقابل کنترل میشوند.
——————————–
۵. دانش مالی ابزار است، نه سیستم
دانش مالی بهخودیِخود سیستم نیست.
سیستم یعنی:
– قوانین ثابت
– محدودیت ضرر
– سقف ریسک
– عدم تصمیمگیری در هیجان
افراد بیدانش گاهی ناخواسته سیستم دارند:
– بیشتر از توانم وارد نمیشم
– اگر خوابم نبرد، معامله نمیکنم
– اگر نفهمم، نمیخرم
اینها سیستمهای رفتاری هستند،
نه فرمولهای مالی.
——————————–
۶. چرا این موضوع در ایران شدیدتر است؟
در اقتصاد ایران:
– نوسان بالاست
– خبرسازی زیاده
– شوک سیاسی و ارزی دائمی است
در چنین محیطی:
– دانش مالی بدون کنترل هیجان، سریعتر میسوزد
– افراد ساده و محتاط، بیشتر دوام میآورند
اینجا بازار،
باهوشترین را پاداش نمیدهد؛
منضبطترین را نگه میدارد.
——————————–
جمعبندی نهایی
اگر بخواهیم بیرحمانه و دقیق بگوییم:
– دانش مالی شرط لازم است، نه شرط کافی
– رفتار مالی، مهمتر از اطلاعات مالی است
– کسی که بلد است «چه کار نکند»
از کسی که بلد است «چه کار بکند» جلوتر است
سرمایهگذاری،
مسابقه دانایی نیست؛
مسابقه دوام آوردن است.