زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: چرا شرکتهای سودده ورشکست میشوند؟
ورشکستگی معمولاً در ذهن مدیران با زیاندهی گره خورده است. تصور رایج این است که اگر یک شرکت سودده باشد، پس در مسیر بقا و موفقیت قرار دارد. اما واقعیت اقتصاد و تاریخ کسبوکار نشان میدهد که بسیاری از شرکتهای ورشکسته، تا ماهها و حتی سالها قبل از سقوط، روی کاغذ سودده بودهاند. این تناقض، نتیجه درک نادرست از ماهیت سود و بیتوجهی به منطق سیستمی کسبوکار است.
اولین عامل ورشکستگی شرکتهای سودده، گسست میان سود و جریان نقدینگی است. سود حسابداری میتواند شناسایی شود بدون آنکه پولی واقعاً وارد سیستم شده باشد. فروش نسیه، شناسایی زودهنگام درآمد یا انباشت مطالبات، سود را افزایش میدهد اما نقدینگی را تضعیف میکند. در نهایت، شرکت با وجود سود، توان ایفای تعهدات جاری خود را از دست میدهد.
عامل دوم، رشد ناسالم و غیرپوششدار است. بسیاری از شرکتها بهدلیل مشاهده سود، تصمیم به توسعه سریع میگیرند؛ افزایش ظرفیت، استخدام، تبلیغات یا ورود به بازارهای جدید. اگر این رشد با تأمین مالی پایدار و جریان نقدی همزمان نباشد، فشار مالی ایجاد میکند و ساختار هزینهها را از کنترل خارج میسازد.
سومین عامل، نادیده گرفتن هزینه فرصت سرمایه است. شرکتی ممکن است سود حسابداری تولید کند، اما بازده آن کمتر از هزینه سرمایه یا گزینههای جایگزین باشد. در این حالت، ادامه فعالیت بهمعنای تحلیل رفتن سرمایه در طول زمان است. این نوع فرسایش، آهسته اما مرگبار است و معمولاً زمانی آشکار میشود که دیگر امکان اصلاح وجود ندارد.
عامل مهم دیگر، تصمیمهای مدیریتی کوتاهمدتمحور است. تمرکز افراطی بر گزارشهای فصلی و نمایش سود، مدیران را به سمت کاهش هزینههای حیاتی، تضعیف سرمایه انسانی و تعویق سرمایهگذاریهای ضروری سوق میدهد. این تصمیمها اگرچه سود کوتاهمدت را افزایش میدهند، اما تابآوری سیستم را از بین میبرند.
همچنین، ساختار بدهی و تعهدات مالی نقش تعیینکنندهای دارد. شرکتی که سودده است اما زمانبندی بدهیهایش با جریان نقدی همخوانی ندارد، در معرض بحران نقدینگی قرار میگیرد. ورشکستگی در اینجا نه بهدلیل نبود سود، بلکه بهدلیل ناتوانی در پرداخت بهموقع رخ میدهد.
در نهایت، شرکتهای سودده زمانی ورشکست میشوند که سود را بهعنوان «هدف» تلقی کنند، نه «خروجی سیستم». سود بدون پایداری، بدون نقدینگی، بدون مدیریت ریسک و بدون نگاه بلندمدت، یک توهم مدیریتی است. آنچه شرکت را زنده نگه میدارد، سلامت ساختار تصمیمگیری است، نه عدد سود.
ورشکستگی اغلب زمانی اتفاق میافتد که مدیران هنوز به سود افتخار میکنند. این دقیقاً همان نقطهای است که سیستم، پیش از فروپاشی، آخرین هشدارهای خود را نادیده گرفته است.