زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: چگونه ادراک ریسک، تصمیمهای اشتباه میسازد
ریسک، پیش از آنکه یک واقعیت عینی باشد، یک پدیده ادراکی است. آنچه مدیران و سرمایهگذاران را به تصمیمهای اشتباه میکشاند، اغلب خود ریسک نیست، بلکه برداشتی است که از آن دارند. دو سیستم ممکن است با شرایط یکسان مواجه شوند، اما واکنشهای کاملاً متفاوتی نشان دهند؛ تفاوت نه در واقعیت، بلکه در ادراک ریسک است.
ادراک ریسک تحت تأثیر تجربههای گذشته، ترسهای شخصی، فشار محیطی و روایتهای غالب شکل میگیرد. مدیری که یکبار از رشد سریع آسیب دیده، ممکن است هر فرصت توسعهای را بیشازحد خطرناک ببیند. در مقابل، مدیری که چند بار از ریسکهای بزرگ جان سالم به در برده، ممکن است به خطای «مصونیت کاذب» دچار شود و ریسکهای واقعی را دستکم بگیرد.
یکی از خطاهای رایج، تمرکز افراطی بر ریسکهای قابلمشاهده و نادیدهگرفتن ریسکهای پنهان است. نوسان قیمت، تغییر نرخ ارز یا اخبار منفی، سریع دیده میشوند و واکنش احساسی ایجاد میکنند. اما ریسکهایی مانند تمرکز مشتری، ساختار هزینه صلب یا ضعف نقدینگی، آرام و بیصدا انباشته میشوند و معمولاً زمانی آشکار میگردند که فرصت اصلاح از دست رفته است.
خطای دیگر، یکساندیدن احتمال و شدت ریسک است. بسیاری از تصمیمها بر اساس بدترین سناریو گرفته میشوند، بدون توجه به احتمال وقوع آن. ترس از یک رویداد کماحتمال اما پرهزینه، میتواند سیستم را از فرصتهای منطقی و کمریسک محروم کند. مدیریت حرفهای، هم احتمال را میسنجد و هم اثر را، نه یکی را فدای دیگری میکند.
ادراک نادرست ریسک، اغلب به دو واکنش افراطی منجر میشود. یا سیستم بیشازحد محافظهکار میشود و رشد را خفه میکند، یا بیشازحد جسور میشود و بدون حاشیه امن حرکت میکند. هر دو حالت، در بلندمدت تابآوری سیستم را تضعیف میکنند.
راه اصلاح این خطا، تبدیل ریسک از احساس به عدد و سناریو است. وقتی ریسکها نامگذاری، تفکیک و تا حد امکان کمیسازی میشوند، تصمیمگیری از حالت واکنشی خارج میشود. مدیر بهجای پرسیدن «میترسم یا نه؟» میپرسد «اگر این ریسک محقق شود، چه اثری دارد و آیا سیستم توان تحمل آن را دارد؟»
در نهایت، تصمیم بد، اغلب نتیجه اطلاعات بد نیست؛ نتیجه ادراک بد از اطلاعات است. سیستمی که ادراک ریسک خود را اصلاح نکند، حتی با دادههای درست نیز تصمیمهای نادرست خواهد گرفت.
ریسک واقعی، آن چیزی نیست که از آن میترسیم؛
آن چیزی است که بهدلیل ترس یا اعتماد بیشازحد، نمیبینیم.