زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
عنوان: چگونه تصمیمهای بحرانمحور را طوری طراحی کنیم که اگر اشتباه بودند، ما را نابود نکنند
در بحران، تصمیمگیری همواره با احتمال خطا همراه است. مسئله اصلی این نیست که آیا تصمیم اشتباه خواهد بود یا نه، بلکه این است که اگر اشتباه بود، چه هزینهای به سازمان یا سرمایه تحمیل میکند. تصمیم حرفهای در بحران، تصمیمی نیست که حتماً درست باشد، بلکه تصمیمی است که خطای آن قابل تحمل و قابل اصلاح باشد.
یکی از خطاهای رایج مدیران، طراحی تصمیمهای «همه یا هیچ» است. تصمیمهایی که یا باید کاملاً موفق شوند یا شکست آنها پیامدهای جبرانناپذیر دارد. این نوع تصمیمها در شرایط پرنویز و ناپایدار بحران، ریسک سیستماتیک ایجاد میکنند.
تصمیم بحرانمحور باید از ابتدا با فرض اشتباه طراحی شود. این بهمعنای بدبینی نیست، بلکه پذیرش واقعیت عدمقطعیت است. تصمیمگیرنده حرفهای از خود میپرسد: اگر این فرض غلط بود، مسیر خروج چیست؟ هزینه توقف چقدر است؟ آیا امکان بازگشت وجود دارد؟
یکی از ابزارهای کلیدی، محدود کردن اندازه تصمیم است. بهجای تعهد کامل منابع، تصمیمها باید به گامهای کوچک، قابل اندازهگیری و زماندار تقسیم شوند. این رویکرد اجازه میدهد خطا زودتر شناسایی شود، پیش از آنکه به بحران ثانویه تبدیل گردد.
همچنین، تصمیم باید دارای «نقاط بازبینی» باشد. در این نقاط، نه بر اساس احساس، بلکه بر اساس معیارهای از پیش تعریفشده، تصمیم ارزیابی میشود. نبود معیار بازبینی باعث میشود تصمیمگیرنده حتی پس از مشاهده شواهد منفی، به مسیر اشتباه ادامه دهد.
در بحران، سرعت اصلاح از دقت اولیه مهمتر است. تصمیمی که سریع اصلاح میشود، حتی اگر در ابتدا ناقص باشد، معمولاً نتایج بهتری نسبت به تصمیمی دارد که با تأخیر و با ادعای دقت بالا اجرا میشود. این منطق، هسته پیشبینی کوتاهمدت مبتنی بر تحلیل است.
از منظر مدیریتی، تصمیمهای مقاوم در برابر خطا، فشار روانی کمتری بر تیم وارد میکنند. وقتی تیم بداند اشتباه مساوی با فاجعه نیست، گزارش واقعیتها شفافتر میشود و نویز کمتری وارد فرآیند تصمیمسازی میگردد.
در نهایت، بلوغ در تصمیمگیری بحران بهمعنای حذف خطا نیست، بلکه بهمعنای مهار پیامدهای آن است. تصمیمی که امکان اشتباه را میپذیرد و برای آن آماده است، نهتنها پایدارتر است، بلکه شانس بقا و یادگیری را در شرایط بحرانی بهطور معناداری افزایش میدهد.