زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه
مدیریت زمان در اندیشه پیتر دراکر
پیتر دراکر مدیریت زمان را یکی از مهمترین تواناییهای مدیران میدانست و معتقد بود هر مدیری که نتواند زمان خود را مدیریت کند، نمیتواند هیچ چیز دیگری را نیز به خوبی مدیریت کند. از نگاه او زمان کمیابترین منبع در اختیار انسان است و تنها منبعی است که نمیتوان آن را ذخیره کرد یا پسانداز نمود. به همین دلیل مدیر باید بداند چگونه از این منبع ارزشمند بیشترین بهره را ببرد.
دراکر تأکید میکرد که پیش از برنامهریزی برای زمان، باید بدانیم وقت خود را چگونه صرف میکنیم. او توصیه میکرد مدیران برای چند هفته زمانسنجی کنند و ثبت نمایند که چه میزان وقت در جلسات، پاسخگوییها، رفتوآمدها و فعالیتهای روزمره صرف میشود. این کار ساده باعث میشود مدیر بفهمد بخش بزرگی از زمان او صرف کارهای بینتیجه میشود و نیاز به اصلاح دارد.
یکی از نکات کلیدی در اندیشه دراکر این است که مدیریت زمان یعنی حذف کارهای غیرضروری، نه بیشتر کار کردن. او میگفت بسیاری از مدیران تصور میکنند با سختتر کار کردن موفق میشوند، در حالی که مشکل اصلی در انتخاب کارهاست. مدیر باید از خود بپرسد کدام فعالیتها مستقیماً به هدفهای سازمان کمک میکنند و کدام فعالیتها فقط انرژی و زمان او را میگیرند.
دراکر بر اهمیت تمرکز تأکید داشت. از نظر او پراکندگی در کار بزرگترین دشمن بهرهوری است. یک مدیر باید بتواند فعالیتهای مهم را از کماهمیت جدا کند و زمان باارزش خود را برای امور ضروری صرف کند. او معتقد بود بهترین مدیران کسانی هستند که میتوانند زمانهای طولانی و بدون وقفه را برای فکر کردن، برنامهریزی و تصمیمگیری اختصاص دهند. این زمانهای پیوسته، کیفیت تصمیمهای مدیریتی را افزایش میدهد.
یکی از اصول مهم در مدیریت زمان دراکر، واگذاری درست کارهاست. او معتقد بود بسیاری از مدیران زمان ارزشمند خود را صرف کارهایی میکنند که دیگران میتوانند انجام دهند. مدیر باید یاد بگیرد وظایف عملی را به کارکنان بسپارد و خود بر فعالیتهایی تمرکز کند که فقط او قادر به انجام آنهاست؛ مانند تعیین اهداف، تحلیل شرایط، تصمیمگیریهای مهم و ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان.
دراکر باور داشت جلسات میتوانند یکی از بزرگترین هدررفتهای زمانی باشند. به همین دلیل توصیه میکرد جلسات فقط زمانی برگزار شوند که ضرورتی واقعی داشته باشد و نتوان موضوع را با یک گفتوگوی کوتاه یا تبادل نوشته حل کرد. همچنین جلسات باید هدف مشخص داشته باشند و مدت آنها تا حد امکان کوتاه نگه داشته شود. از نظر او جلسه زمانی مفید است که خروجی و تصمیم عملی داشته باشد.
یکی دیگر از نکات مهم در اندیشه دراکر، توجه به فعالیتهایی است که ارزش افزوده واقعی ایجاد میکنند. مدیر باید بداند کدام کارها تاثیر مستقیم بر نتیجه نهایی دارند و کدام فعالیتها تنها ظاهر فعالیت را نشان میدهند. بسیاری از کارها ممکن است پرزرقوبرق به نظر برسند اما تاثیر چندانی بر موفقیت سازمان نداشته باشند. دراکر از مدیران میخواست انرژی خود را بر کارهایی متمرکز کنند که آینده سازمان را شکل میدهد.
او در مدیریت زمان به نقش «نه گفتن» نیز اشاره میکرد. دراکر معتقد بود مدیر باید بتواند با احترام اما قاطعانه درخواستهایی را که او را از اهداف اصلی دور میکند رد کند. این توانایی باعث میشود مدیر در میان انبوه وظایف پراکنده گرفتار نشود و مسیر اصلی خود را از دست ندهد.
دراکر همچنین بر اهمیت برنامهریزی مستمر تأکید داشت. از نگاه او برنامهریزی یک فعالیت دائمی است، نه کاری که فقط در آغاز سال انجام شود. مدیر باید به طور منظم برنامههای خود را بازنگری کند تا مطمئن شود زمانش در جهت اهداف اصلی صرف میشود. تغییرات محیطی سریع اتفاق میافتد و برنامهریزی انعطافپذیر باعث میشود مدیر از تغییرات جا نماند.
یکی از نکات ارزشمند در نگاه دراکر این است که زمان باید صرف کارهایی شود که نقاط قوت مدیر را تقویت میکنند. او باور داشت مدیر زمانی بیشترین ارزش را ایجاد میکند که تواناییهای منحصر به فرد خود را به کار گیرد. بنابراین صرف وقت بر کارهایی که با مهارتهای اصلی مدیر هماهنگ نیستند، باعث هدر رفتن فرصتها میشود.
دراکر به مدیران یادآوری میکرد که مدیریت زمان در نهایت به مدیریت خود منجر میشود. مدیر باید بداند چه زمانی بیشترین انرژی را دارد، سبک کار کردن او چگونه است و چه ساعاتی برای فعالیتهای فکری مناسبترند. با شناخت این ویژگیها، مدیر میتواند روز خود را به گونهای تنظیم کند که بالاترین بهرهوری را به دست آورد.
در نهایت مدیریت زمان از دید دراکر یعنی آگاهی، انتخاب و تمرکز. مدیر باید بداند زمان چگونه گذرانده میشود، انتخاب کند که چه کارهایی ارزش انجام دارند و سپس با تمرکز کامل آنها را پیش ببرد. در جهانی که سرعت تغییرات هر روز بیشتر میشود، این رویکرد به مدیر کمک میکند از میان فشارها و وظایف متعدد، مسیر درست را پیدا کند و نتایج پایدار به دست آورد.
اندیشههای دراکر در مدیریت زمان همچنان راهنمای مدیرانی است که میخواهند حرفهای عمل کنند و زمان خود را نه در فعالیتهای سطحی بلکه در ایجاد ارزش واقعی صرف نمایند.