زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
نقش اینتل در هوش مصنوعی؛ از پردازنده مرکزی تا محاسبات شتابیافته
هوش مصنوعی به یکی از عوامل مهم تغییر در صنعت سختافزار تبدیل شده است. آموزش مدلهای بزرگ، اجرای مدلهای زبانی، تحلیل داده و استفاده از سامانههای هوشمند به منابع محاسباتی قابل توجهی نیاز دارند. این تحول باعث شده است شرکتهای سازنده تراشه، محصولات خود را برای انواع مختلف بارهای کاری هوش مصنوعی توسعه دهند.
برای درک نقش اینتل، ابتدا باید میان آموزش و استنتاج تفاوت قائل شد. آموزش یا Training به فرایندی گفته میشود که مدل با استفاده از دادهها پارامترهای خود را یاد میگیرد. استنتاج یا Inference زمانی رخ میدهد که مدل آموزشدیده برای تولید پاسخ، طبقهبندی داده یا پیشبینی به کار گرفته میشود. این دو فرایند ممکن است از نظر حجم محاسبات، الگوی دسترسی به حافظه و نیازهای سختافزاری تفاوت داشته باشند.
پردازنده مرکزی در بسیاری از سامانههای هوش مصنوعی وظایف مهمی مانند اجرای منطق برنامه، آمادهسازی داده، مدیریت فرایندها و هماهنگی میان اجزای سیستم را انجام میدهد. در مقابل، پردازندههای گرافیکی و شتابدهندههای تخصصی میتوانند برای عملیات موازی و محاسبات خاص مناسبتر باشند. در نتیجه، زیرساخت هوش مصنوعی معمولاً به یک معماری ترکیبی متکی است، نه صرفاً یک تراشه منفرد.
اینتل در این حوزه از پردازندههای مرکزی، قابلیتهای شتابدهی هوش مصنوعی و محصولات گرافیکی استفاده میکند. در برخی پردازندههای جدید نیز واحد پردازش عصبی یا NPU برای اجرای کارهای مشخص هوش مصنوعی با هدف مدیریت بهتر مصرف انرژی در دسترس است. کاربرد این واحدها به نوع مدل، نرمافزار سازگار و توان محاسباتی موردنیاز وابسته است.
یکی از معیارهای مهم در ارزیابی سختافزار هوش مصنوعی، هزینه اجرای هر وظیفه است. بیشینه توان محاسباتی روی کاغذ لزوماً نشاندهنده بهترین عملکرد اقتصادی نیست. پهنای باند حافظه، مصرف برق، هزینه تهیه تجهیزات، سازگاری نرمافزاری، تأخیر پاسخ و هزینه نگهداری نیز باید در نظر گرفته شوند.
از نگاه چرو، رشد بازار هوش مصنوعی به معنی برندهشدن قطعی یک شرکت نیست. موفقیت به توانایی ارائه راهکار قابل استفاده، اکوسیستم نرمافزاری مناسب و عملکرد اقتصادی در کاربرد واقعی وابسته است. شرکتهایی که بتوانند این عوامل را در کنار هم توسعه دهند، شانس بیشتری برای ایجاد ارزش پایدار خواهند داشت.
جمعبندی:
هوش مصنوعی بازار پردازندهها را از یک رقابت ساده بر سر سرعت به رقابتی چندبعدی تبدیل کرده است. در این بازار، معماری مناسب، نرمافزار، مصرف انرژی و هزینه کل مالکیت به اندازه قدرت خام محاسبات اهمیت دارند.