زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
استراتژی بازاریابی Procter & Gamble؛ وقتی تبلیغات فقط بخشی از مسیر برند است
وقتی درباره بازاریابی Procter & Gamble صحبت میکنیم، نباید بازاریابی را فقط به تبلیغات محدود کنیم.
در مدل P&G، ارتباط با مصرفکننده بخشی از یک سیستم بزرگتر است که محصول، بستهبندی، برند، فروش و ارزش پیشنهادی را نیز شامل میشود.
دلیل این موضوع ساده است.
اگر محصول نتواند نیاز مشتری را برطرف کند، تبلیغات نمیتواند برای مدت طولانی ضعف محصول را پنهان کند.
اگر محصول خوب باشد اما بستهبندی مناسبی نداشته باشد، بخشی از جذابیت آن در محل فروش از بین میرود.
اگر برند پیام مشخصی نداشته باشد، مشتری ممکن است نتواند تفاوت آن را با رقبا تشخیص دهد.
بنابراین بازاریابی حرفهای باید تمام مسیر مشتری را در نظر بگیرد.
P&G در گزارشهای خود بر پنج حوزه برای ایجاد برتری تأکید میکند: عملکرد محصول، بستهبندی، ارتباطات برند، اجرای فروش و ارزش.
این رویکرد برای کسبوکارهای دیجیتال نیز قابل استفاده است.
در سایت، عکس محصول بخشی از ارتباطات است.
عنوان محصول بخشی از ارتباطات است.
توضیحات محصول نیز بخشی از ارتباطات است.
مقاله آموزشی، ویدئو، شبکه اجتماعی و حتی نحوه پاسخگویی به سؤال مشتری نیز بخشی از تجربه برند هستند.
به همین دلیل بازاریابی دیجیتال را نباید فقط با تعداد تبلیغات اندازهگیری کرد.
مهم است بدانیم مشتری پس از مشاهده تبلیغ چه چیزی دریافت میکند.
آیا وارد صفحهای میشود که اطلاعات کافی دارد؟
آیا میتواند محصول را مقایسه کند؟
آیا محتوای آموزشی وجود دارد؟
آیا برند برای او قابل اعتماد به نظر میرسد؟
آیا مسیر خرید ساده است؟
این نگاه باعث میشود بازاریابی از «جذب کلیک» به «ساخت مسیر مشتری» تبدیل شود.
P&G یکی از نمونههای قابل توجه در صنعت کالاهای مصرفی است که نشان میدهد قدرت برند از ترکیب چندین فعالیت به وجود میآید، نه فقط از تبلیغات.
برای چرو نیز همین اصل اهمیت دارد:
هر محتوایی که منتشر میشود باید بتواند بخشی از اعتماد، شناخت یا تصمیمگیری مشتری را بهتر کند.