زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
درسهای مدیریتی کوکاکولا برای ساخت یک کسبوکار ماندگار
مطالعه کوکاکولا زمانی ارزشمند میشود که از سطح معرفی شرکت عبور کنیم و ببینیم چه اصولی را میتوان از مسیر این کسبوکار استخراج کرد.
کوکاکولا در سال ۱۸۸۶ با یک محصول شروع کرد و امروز به شرکتی با بیش از ۲۰۰ برند و حضور در بیش از ۲۰۰ کشور و قلمرو تبدیل شده است.
اولین درس، اهمیت ماندگاری است.
بسیاری از کسبوکارها به دنبال رشد سریع هستند؛ اما ساخت یک برند پایدار معمولاً به زمان نیاز دارد. کوکاکولا بیش از یک قرن است که روی شناخت برند، محصول و شبکه توزیع خود کار میکند.
درس دوم، اهمیت مشتری است.
تغییر فرمول در سال ۱۹۸۵ و بازگشت فرمول اصلی نشان داد که شناخت مشتری فقط به نظرسنجی یا داده فروش محدود نمیشود. رابطه تاریخی و عاطفی مشتری با محصول نیز میتواند اهمیت داشته باشد.
درس سوم، توسعه سبد است.
کوکاکولا از یک نوشیدنی به مجموعهای از دستههای نوشیدنی گسترش پیدا کرده است. این شرکت امروز در زمینه نوشابه، آب، ورزش، قهوه و چای، آبمیوه، لبنیات و نوشیدنیهای گیاهی حضور دارد.
درس چهارم، اهمیت توزیع است.
محصول باید به مشتری برسد. بنابراین فروش، لجستیک و شبکه توزیع بخشی از ارزش واقعی یک کسبوکار هستند، نه فعالیتهایی جدا از آن.
درس پنجم، برند باید با زمان حرکت کند.
کوکاکولا در کنار محصولات اصلی، گزینههای کمقند و بدون قند و محصولات متنوع دیگری را توسعه داده است. این رویکرد نشان میدهد که برندهای قدیمی نیز برای حفظ ارتباط با بازار به نوآوری نیاز دارند.
درس ششم، شناخت تفاوت میان «محصول» و «سیستم» است.
یک محصول میتواند فروش ایجاد کند؛ اما یک سیستم میتواند فروش را تکرارپذیر کند.
سیستم شامل تأمین، تولید، توزیع، بازاریابی، فروش، خدمات و شناخت مشتری است.
از نگاه چرو، این شاید مهمترین درس کوکاکولا باشد.
کسبوکار ماندگار الزاماً کسبوکاری نیست که فقط محصول فوقالعادهای داشته باشد. کسبوکار ماندگار، سیستمی میسازد که بتواند محصول خوب را به مشتری مناسب، در زمان مناسب و از مسیر مناسب برساند.
کوکاکولا همچنین نشان میدهد که رشد واقعی فقط افزایش فروش نیست.
رشد میتواند به معنی افزایش شناخت برند، توسعه بازار، افزایش تنوع محصول، توسعه کانال توزیع و افزایش توانایی شرکت برای پاسخ به تغییرات باشد.
در نهایت، مطالعه کوکاکولا یک پیام مدیریتی روشن دارد:
یک کسبوکار بزرگ از یک تصمیم بزرگ ساخته نمیشود؛ از هزاران تصمیم کوچک، درست و تکرارشونده ساخته میشود.
محصول، برند، مشتری، توزیع، محتوا، نوآوری و مدیریت زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
این همان نقطهای است که یک فروشگاه از «فروشنده کالا» فاصله میگیرد و به «سیستم تجاری» تبدیل میشود.