زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
Walmart؛ از یک فروشگاه کوچک تا یکی از بزرگترین کسبوکارهای جهان
تاریخچه Walmart یکی از نمونههای قابل توجه در دنیای کسبوکار است؛ زیرا رشد این شرکت فقط نتیجه افزایش تعداد فروشگاهها نبود، بلکه حاصل شکلگیری یک مدل مدیریتی مشخص و قابل تکرار بود.
داستان Walmart با سام والتون آغاز شد؛ فردی که در صنعت خردهفروشی به یک اصل مهم توجه داشت: اگر مشتری بتواند کالا را با قیمت مناسبتری خریداری کند، احتمال مراجعه دوباره او افزایش پیدا میکند.
نخستین فروشگاه Walmart در سال ۱۹۶۲ در راجرز، آرکانزاس افتتاح شد. ایده اصلی این بود که به جای تمرکز صرف بر فروش کالاهای گرانتر با حاشیه سود بالاتر، حجم فروش افزایش پیدا کند و قیمتها تا حد امکان پایین نگه داشته شوند.
این تصمیم در ظاهر ساده بود، اما اجرای آن نیازمند مدیریت دقیق هزینهها، خرید، موجودی و توزیع بود.
والتون خیلی زود متوجه شد که آینده خردهفروشی فقط در فروشگاههای بزرگ شهرهای بزرگ نیست. Walmart به سمت شهرهای کوچکتر نیز رفت؛ مناطقی که بسیاری از رقبای بزرگ کمتر به آنها توجه میکردند.
این تصمیم یک مزیت مهم ایجاد کرد.
Walmart توانست در مناطقی حضور پیدا کند که رقابت کمتری داشتند و بهتدریج شبکهای از فروشگاهها ایجاد کرد.
با افزایش تعداد فروشگاهها، قدرت خرید شرکت نیز افزایش یافت. خرید در حجم بالا امکان مذاکره بهتر با تأمینکنندگان را ایجاد کرد و کاهش هزینه خرید به Walmart اجازه داد قیمت رقابتیتری ارائه کند.
به این ترتیب، رشد شرکت وارد یک چرخه مثبت شد.
فروشگاه بیشتر، حجم خرید بیشتر ایجاد کرد.
حجم خرید بیشتر، قدرت مذاکره را افزایش داد.
قدرت خرید بالاتر، هزینه را کاهش داد.
هزینه کمتر، امکان قیمتگذاری رقابتیتر را فراهم کرد.
و قیمت مناسبتر، مشتری بیشتری جذب کرد.
این چرخه یکی از مهمترین دلایل تبدیل Walmart به یک قدرت بزرگ در خردهفروشی بود.
اما مدیریت Walmart فقط به قیمت محدود نشد.
فرهنگ سازمانی نیز اهمیت زیادی پیدا کرد. ارتباط نزدیک با کارکنان، شناخت رفتار مشتری، کنترل هزینههای غیرضروری و توجه به جزئیات عملیاتی از جمله موضوعاتی بودند که به مرور به بخشی از فرهنگ Walmart تبدیل شدند.
یکی از مهمترین درسهای تاریخ Walmart این است که شرکتهای بزرگ معمولاً با یک ایده بسیار پیچیده شروع نمیشوند.
یک ایده ساده میتواند نقطه شروع باشد؛ اما تفاوت میان یک کسبوکار معمولی و یک شرکت بزرگ در توانایی اجرای مداوم همان ایده است.
Walmart نشان داد که اگر یک شرکت بتواند ارزش مشخصی را برای مشتری ایجاد کند و تمام سیستم خود را برای ارائه آن ارزش هماهنگ کند، رشد میتواند بسیار قدرتمند شود.
برای صاحبان کسبوکار نیز این موضوع اهمیت زیادی دارد.
قرار نیست هر کسبوکاری Walmart شود؛ اما میتوان از منطق آن یاد گرفت.
یک کسبوکار باید بداند دقیقاً به چه دلیل مشتری باید دوباره به آن مراجعه کند.
اگر پاسخ این سؤال مشخص باشد، مدیریت قیمت، محصول، خدمات، موجودی، تبلیغات و حتی فناوری باید در جهت همان ارزش حرکت کند.
Walmart از یک فروشگاه شروع شد، اما با ساختن یک سیستم به یک امپراتوری خردهفروشی تبدیل شد.
درس اصلی تاریخ آن نیز همین است: رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که یک ایده ساده به یک سیستم قابل تکرار تبدیل شود.