زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
تفاوت مدیر بحرانزده و رهبر بحرانساز
چرا جابز بحران را به مزیت تبدیل میکرد
در شرایط سخت اقتصادی بسیاری از مدیران دچار حالت تدافعی میشوند. تمرکز آنها بر واکنش نشان دادن است نه هدایت کردن. این وضعیت همان مدیریت بحرانزده است که در آن مدیر تحت فشار بحران تصمیم میگیرد نه بر بحران.
استیو جابز خود را مدیر بحرانزده نمیدانست بلکه رهبر بحرانساز بود. او بحران را نقطه آغاز تغییر میدید نه مانع حرکت. بهجای اینکه اجازه دهد شرایط بیرونی مسیر سازمان را تعیین کند از بحران برای بازتعریف مسیر استفاده میکرد.
مدیر بحرانزده معمولاً به حفظ وضع موجود فکر میکند. هدف اصلی او جلوگیری از بدتر شدن اوضاع است. در مقابل رهبر بحرانساز به این فکر میکند که چگونه از این شرایط برای ساخت نسخه قویتر سازمان استفاده کند.
جابز در بحران تصمیمهایی میگرفت که شاید در نگاه اول پرریسک به نظر میرسید اما آنها را آگاهانه و بر اساس آینده اتخاذ میکرد. حذف محصولات تمرکز شدید روی چند پروژه کلیدی و تغییر ساختار تیم نمونههایی از این رویکرد بودند.
در فضای اقتصادی ایران بسیاری از مدیران اسیر روزمرگی شدهاند. بحران آنها را به مدیران محتاط و کمتحرک تبدیل کرده است. تجربه جابز نشان میدهد احتیاط بیش از حد در بحران میتواند خطرناکتر از ریسک حسابشده باشد.
رهبر بحرانساز شفاف صحبت میکند و واقعیت را پنهان نمیکند. جابز باور داشت تیم باید بداند شرایط سخت است اما همزمان باید بداند که مسیر روشنی وجود دارد. این شفافیت اعتماد و انرژی ایجاد میکند.
درس مدیریتی این تجربه روشن است. بحران فقط تهدید نیست. تفاوت در این است که مدیر اجازه دهد بحران او را مدیریت کند یا خودش بحران را به ابزار تحول تبدیل کند. سازمانهای ماندگار رهبران بحرانساز دارند نه مدیران بحرانزده.