زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
حذف پروژههای دوستداشتنی اما بیفایده
درسی تلخ اما حیاتی برای مدیران امروز ایران
در دوران بحران یکی از بزرگترین دامهای مدیریتی دلبستگی به پروژههایی است که زمانی ارزشمند بودهاند اما امروز نقشی در بقای سازمان ندارند. بسیاری از مدیران به دلیل خاطره موفقیت گذشته یا علاقه شخصی حاضر به کنار گذاشتن این پروژهها نیستند. استیو جابز این دلبستگی را مانع تصمیمگیری عقلانی میدانست.
جابز اعتقاد داشت پروژه خوب لزوماً پروژه مفید نیست. در شرایط محدودیت منابع تنها پروژههایی باید باقی بمانند که مستقیماً به استراتژی بقا و آینده سازمان متصلاند. او بدون تعارف پروژههایی را حذف میکرد که انرژی تیم را میگرفت اما مسیر را جلو نمیبرد.
در بازگشت جابز به اپل بسیاری از محصولات حاصل سالها تلاش تیمها بودند. حذف آنها از نظر احساسی سخت و از نظر سازمانی پرهزینه بود. اما جابز میدانست ادامه این پروژهها سازمان را به سمت فرسودگی تدریجی میبرد نه نجات.
در اقتصاد امروز ایران بسیاری از کسبوکارها پروژههایی دارند که فقط به دلیل عادت ادامه یافتهاند. این پروژهها شاید فعال به نظر برسند اما در عمل منابع مالی تمرکز مدیریتی و توان تیم را مصرف میکنند بدون اینکه ارزش استراتژیک ایجاد کنند.
جابز پروژهها را با یک سؤال ساده میسنجید. آیا این فعالیت ما را به آینده موردنظر نزدیک میکند یا فقط گذشته را زنده نگه میدارد. اگر پاسخ دوم بود پروژه حذف میشد حتی اگر محبوب و شناختهشده بود.
این نوع حذف پیام روشنی به سازمان میدهد. بقا مهمتر از تعلق خاطر است. چنین شفافیتی هرچند در کوتاهمدت دردناک است اما در بلندمدت انسجام و تمرکز ایجاد میکند.
درس مدیریتی این تجربه روشن است. در بحران مدیر باید شجاعت دل کندن داشته باشد. سازمانهایی میمانند که بهموقع پروژههای دوستداشتنی اما بیفایده را کنار میگذارند.