زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
مدیریت بدون توهم ثبات؛ جهان از نگاه اندی گروو
مقدمه
بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کار در جستجوی وضعیتی هستند که آن را ثبات مینامند. آنها میخواهند به نقطهای برسند که همه چیز روی روال باشد و فرآیندها بدون تنش پیش بروند. اما من به عنوان کسی که سالها در قلب تپنده فناوری جهان جنگیدهام به شما میگویم ثبات یک توهم خطرناک است. در واقع لحظهای که احساس کردید همه چیز پایدار است دقیقا همان لحظهای است که باید بیش از همیشه نگران باشید.
ثبات؛ آرامش قبل از طوفان
باور به ثبات باعث میشود که گیرندههای حساس مدیریتی شما از کار بیفتد. وقتی تصور میکنید بازار ثابت است دیگر به دنبال نشانههای کوچک تغییر نمیگردید. در مدیریت مدرن ثبات به معنای مرگ تدریجی است. دنیای واقعی مانند یک اقیانوس متلاطم است و مدیریت یعنی هنر قایقرانی در این تلاطم نه انتظار برای آرام شدن دریا. اگر به دنبال ثبات هستید احتمالا در جای اشتباهی از تاریخ ایستادهاید.
نیروهای تغییردهنده و فروپاشی نظم قدیمی
تغییرات بزرگ معمولا به صورت ناگهانی رخ نمیدهند بلکه از مدتها قبل با سیگنالهای ضعیف شروع میشوند. توهم ثبات باعث میشود ما این سیگنالها را نویز یا اتفاقات گذرا در نظر بگیریم. اما نیروهایی که من آنها را نیروهای ده برابری مینامم در حال تغییر دادن زیرساختهای بازی هستند. این نیروها میتوانند یک فناوری جدید یک قانون دولتی متفاوت یا حتی تغییر در سلیقه نسل جدید خریداران باشند. مدیری که در توهم ثبات زندگی میکند زمانی متوجه تغییر میشود که دیگر کار از کار گذشته است.
چگونه بدون توهم ثبات مدیریت کنیم؟
برای موفقیت در دنیای امروز باید ساختار ذهنی خود را از مدیریت بر پایه پیشبینی به مدیریت بر پایه انعطافپذیری تغییر دهید.
یک. به جای برنامههای صلب پنج ساله بر روی چرخههای یادگیری سریع تمرکز کنید.
دو. تضاد و نقد را در سازمان تشویق کنید. کسانی که در خط مقدم با مشتری در تماس هستند زودتر از شما متوجه لرزشهای زمین میشوند.
سه. همیشه سناریوهای جایگزین داشته باشید. از خود بپرسید اگر همین فردا منبع اصلی درآمد ما از بین برود چه نقشهای برای بقا داریم؟
فرهنگ آمادگی برای هر وضعیت
در وبلاگ چرو ما به دنبال ترویج نگاهی هستیم که تغییر را به عنوان بخشی از ماهیت کار میپذیرد. مدیریت حرفهای یعنی پذیرش این واقعیت که فردا لزوما شبیه امروز نخواهد بود. ما نباید از عدم ثبات بترسیم بلکه باید یاد بگیریم چگونه در میانه بیثباتی ساختارهای منعطف و هوشمند بسازیم. این تنها راهی است که یک سازمان میتواند در گذر زمان نه تنها زنده بماند بلکه رشد کند.
نتیجهگیری
ثبات کالایی نیست که بتوان آن را خرید یا به آن تکیه کرد. تنها ثبات واقعی در دنیای کسب و کار توانایی شما در تطبیق یافتن با بیثباتی است. من همیشه گفتهام که تنها پارانوئیدها (کسانی که همواره هوشیار و گوشبهزنگ هستند) زنده میمانند. این پارانویا به معنای ترس نیست بلکه به معنای دیدن واقعیت جهان همانگونه که هست بدون عینک توهمزای ثبات.
سخن پایانی
بزرگترین دارایی یک مدیر نه سرمایه مادی او بلکه قدرت تحلیل و سرعت عمل او در مواجهه با نوسانات است. بپذیرید که زمین زیر پای شما همیشه در حال حرکت است؛ آن وقت است که یاد میگیرید چگونه با مهارت روی این زمین متغیر برقصید و به جلو بروید.